X
تبلیغات
رایتل
 
الوند نوشت وبلاگی برای همدان شناسی
اجتماعی - فرهنگی - ادبی
 
 

حسین زندی

 

 به جرات می توان گفت ایرانیان در بین ملل مختلف بیش ترین جشن را در طول سال برگزار می کردند اگرچه این جشن ها و آیین های کهن با گذشت روزگاران در مناطق گوناگون بنا بر ویژگی های قومی , جغرافیایی و آب و هوایی دچار دگرگونی شده و با کوله باری از افسانه و باورهای مردمان هر دیاری رنگ های ویژه ای به خود گرفته است همچنان چند جشن کوچک و بزرگ که جنبه ی غیر حکومتی داشته است از دالان تاریخ گذر کرده و حتی از هجوم فناوری هم در امان مانده و به امروز رسیده است یکی ازاین جشن ها جشن چهارشنبه سوری است

نام این جشن از سه بخش جشن+چهارشنبه+سوری تشکیل شده است  واژه ی جشن ریشه اوستایی دارد و از یسن گرفته شده است و چهارشنبه که خود از دو واژه ی چهار+ شنبه تشکیل شده است به پنجمین روز هفته گفته می شود و واژه ی سوری یا سور معانی گوناگون دارد سور به معنی جشن و سرخ و ...در زبان های  ایرانی به کار گرفته می شود اما با شواهد موجود به نظر می رسد که در این ترکیب به معنی  سرخ است نکته جالب توجه این است که هر سه واژه ی جشن، چهارشنبه  و سوری در برخی از جشن های ایرانی کاربرد دارد  که به آنها اشاره می شود :

واژه ی جشن به صورت پیشوند در بیشتر نامهای مناسبتی وجود دارد (جشن نوروز، جشن مهرگان،جشن تیرگان و... ) اما هنوز چندین جشن وجود دارد که شب های چهارشنبه برگزار میشود 1- عروسی پیر شالیار : چهار شنبه ای که به نیمه ی بهمن ماه نزدیک است در هورامان با نام جشن پیرشالیار برگزار می شود و با سده همزمان می باشد

2- چله چهارشنبه : این جشن در شب چهارشنبه پایان بهمن ماه که مصادف است با پایان چله ی کوچک در روستاهای شمال غربی استان همدان برگزار می شود

 3 - جشن های چهار چهار شنبه که در چهار هفته ی  پایانی سال هرشب چهارشنبه در آذربایجان برگزار می شود و هرشب چهارشنبه متعلق به یک عنصر است (آب ،آتش،باد و خاک) هر کدام از این جشن ها آداب و مراسم خود را دارند اگرچه عنصرآتش در همه ی آنها مشترک است. مراسم و جشن هایی با ریشه ی مذهبی وجود دارد که در چهارشنبه ها برگزار می شود

       در کردستان چهارشنبه سوری را گول(gul)چهارشنبه و در مناطق آذری زبان کول((kul چهارشنبه می گویند گول(gul) در کردی به معنی زبانه ی آتش و کول(kul) در آذری امروز به معنی خاکستر آتش است.نکته این است که این دو واژه در هر دو زبان موارد استفاده مشابه دیگری نیز دارند مثلا روستاهایی در ایران با نام گل تپه وجود دارد که اغلب در غرب و شمال غرب کشور است و زبان مردمانش یا کردی است یا آذری  در کردی گل تپه  و در ترکی کل تپه گفته می شود . یکی از این روستاها در 40 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان سقز واقع است تپه ای به ارفاع 50 متر از سطح روستا وجود دارد در گذشته قلعه ی اربابی بر روی آن بنا شده و چاهی به متراژ 60 متر در داخل قلعه حفر شده است و در لایه های میانی چاه خاکستر به دست آمده و به گفته روستاییان در گذشته اشیای سفالی نیز از این تپه به دست آمده است از ویژگی های این روستا ها این است  که در کنار هرکدام یک تپه همچنان که گفته شد وجود دارد و دیگر اینکه این روستا ها نسبت به روستاهای اطراف هم بزرگ تر هستند و هم آبادتر و این نشان از قدمت و اهمیت این آبادی ها دارد

دکتر بهرام فره وشی معتقد است ساکنان اولیه ی این سرزمین ها پیش از ظهور زرتشت مردگان خود را می سوزاندند و این عمل را در کنار شهر ها بر روی تپه ها انجام می دادند اگرچه برخی باستان شناسان معتقدند چنین تپه هایی نشان از وجود آتشکده در این روستا هاست

وجود واژه های مشابه مانند (گل آتش و گلخن ) و همه ی پیشوند ها و پسوندهایی که با جشن چهارشنبه سوری در گویش های مختلف ایرانی ارتباط دارد نشان می دهد که این جشن ، جشن آتش است

اگرچه چهارشنبه سوری  از با اهمیت ترین و فراگیرترین جشن ها در بین مردم است اما منابع کافی در چگونگی  و تاریخ آن وجود ندارد

ابوریحان بیرونی به جشنی اشاره می کند که در روز چهارشنبه یهودیان ایران برای تولد خورشید برپا می داشته اند و در تاریخ  بخارا تنها به جشن سوری اشاره شده است

دیدگاه های دیگری وجود دارد که این جشن را مراسمی عربی می دانند و بر این اساس که برخی اعراب چهارشنبه را روزی نحس می پندارند در برخی روایتهای عامیانه شیعی نیز این روز را بد یمن و برگرفته از اندیشه ی اعراب می دانند با توجه به اینکه این جشن در هیچ یک از کشور های اسلامی عربی بر پا نمی شود و تنها در حوزه  فرهنگی ایران (یعنی سرزمینهایی که نوروز در آنها برگزار می شود ) می توان به تماشای این جشن نشست نمی توان آن گفته را پذیرفت البته ثابت شدن جشن سوری در روز چهار شنبه آخرسال در سال های اولیه ورود اسلام این باور را پررنگ تر کرده و رد پای آنرا در نوشته ها و شعرهای ایرانیان نیز میتوان یافت منوچهری می گوید :

"چهارشنبه که روز بلاست باده بخور / به ساتگین می خور تا به عافیت گذرد"

و یا در برخی متون برای از بین رفتن نحسی چهارشنبه از ساز زدن استفاده می کرده اند این باور همچنان تا امروز در ایران وجود دارد چنانکه در سوگ عزیزانشان در لرستان و کرمانشاه ساز و تنبور و در شمال کرنای به صورت چمری و یا مخالف نواخته می شود عده ای هم این جشن را به مختار ثقفی نسبت داده اند ( البته بیشتر در شهرهای مذهبی ) این باور نیز بی پایه است مانند انتساب مقبره ی کوروش به مادر سلیمان

باور اسطوره ای دیگر هم وجود دارد که گذشتن ازآتش را نماد گذر ابراهیم یا سیاوش از آن دانسته و پریدن از روی آن را به منزله تبری جستن از گناه و اتهام دانسته اند

زرتشتیان نیز با این که پریدن از روی آتش را درست نمی دانند این شب را برای امرزش خواهی مردگان یا برای بدرقه کردن فروهر ها در بازگشت به آسمان ها می دانند

جشن نوروزآمدن بهار را نوید می دهد و چهارشنبه سوری رفتن زمستان سرد را در این شب همراه با برافروختن آتش آیین های دیگری نیز برگزار می شود که در مناطق مختلف تفاوت دارد

در برخی از روستاهای ایران نمادی از زمستان را به صورت عروسک و یا شی دیگری را به آتش می سپارند مثلا در روستا های همدان جاروی دستی کهنه ای را که در طول سال از آن استفاده کرده اند را سوزانده و به نقطه ی دورتری از خانه پرتاب می کنند و یا بدون اینکه بسوزانند از محل زندگی دور می کنندو گاه در برخی مناطق دختران مجرد را چهارشنبه آخر سال پیش از غروب خورشید با زدن جاروی خانه به آنها بیرون می کنند و تا غروب خورشید راه نمی دهند تا به اصطلاح بخت آنها باز شود در شهرهای مرکزی ایران یکی از افراد خانواده کوزه ای را در پایان مراسم از پشت بام خانه به بیرون می اندازد  و می شکند و با شکستن آن بلایا از خانه دور می شود کوزه شکستن در شهرهای دیگر مثل خراسان و تهران تفاوت هایی با هم دارد که موجب به وجود آمدن باورهای گوناگون شده است  

فال گوش ، قاشق زنی ، اجرای بازی های محلی ، متل خوانی ، نظامی خوانی و شاهنامه خوانی از سنت های شب چهارشنبه سوری است  که هنوز در بیشتر نقاط ایران مرسوم است مثل فال کوزه که در پایان شب چهارشنبه سوری انجام می گیرد و بیشتر برای گشایش بخت  جوانان است  در برخی از شهرها در روز عید قربان انجام می شود  البته سنت گشایش بخت در همه ی جشن ها به گونه های مختلف نقش دارد مانند سبزه گره زدن و فال مشکل گشا

در شهر همدان در محله سنگ شیر ، شیرسنگی زیبایی  از دوره مادها به جا مانده است که در مناسبت ها و جشن های مختلف از جمله چهارشنبه سوری  زنانی که دختر و پسر جوان دم بخت در خانه دارند  و یا حاجتی دارند با کوزهای از شیره انگور و روغن حیوانی کنار این  شیرسنگی  می آیند و کوزه را بر سر شیر خالی می کنند و آرزو می کنند حاجتشان برآورده گردد

در روستاهای دیگر در پایان شب  مراسم شال انداختن را دارند و بر خلاف بخت گشایی که خانم ها برگزار می کنند مراسمی مردانه است و پسرهای جوان با در دست داشتن شال به پشت بام خانه ها می روند و شال را از دریچه ی سقف خانه به درون خانه هدایت می کنند و زنان خانه شال یا دستمال را پر از آجیل و میوه کرده و مرد جوان آن را می کشد این جشن نه تنها در بین همه اقوام ایرانی و سرزمین امروز ایران محترم شمرده و برپا می شود بلکه در بیشتر سرزمین هایی که روزی جز ایران بودند و امروز از آنها با عنوان حوزه فرهنگی نوروز یاد می شود ( افغانستان ، پاکستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ،آذربایجان ، ارمنستان و کردستان ) با نام های مختلف و اندک تفاوتی برگزار می شود این ظرفیت و فرصتی است برای همگرایی و نزدیکی فرهنگی بین کشورهای منطقه و بایستی از آن به عنوان میراث فرهنگی مشترک بهره جست اما برای پی بردن به چرایی و چگونگی چنین جشن هایی اگرچه تلاش هایی انجام گرفته اما ناکافی و مختصر بوده و متاسفانه در مورد جشن ها نیز مانند دیگر موارد کار علمی و دانشگاهی صورت نگرفته است و اگر اثری خلق شده  حاصل علاقه افرادی است که به این سرزمین عشق می ورزند برای بررسی همه جانبه ریشه های این جشن ها و آیین ها باید پژوهشکده ها و دانشکده های تخصصی تاسیس شود و هر آنچه تا امروز باقی مانده از دست نرود  نکته دیگر اینکه برای پاسخ دادن سوال ها و ابهام های پیرامون این جشن ها باید به باورها و اساطیر همه مردمان حوزه فرهنگی ایران و همه کشورهایی که جز حوزه فرهنگی نوروز هستند توجه ویژه کرد

منابع :

آثار الباقیه  ابوریحان بیرونی

تاریخ بخارای نرشخی

ایرانویچ دکتر بهرام فره وشی

دیوان منوچهری

فلسفه هفت سین دکتر محمد علی دادخواه


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 22 اسفند 1390 :: 02:51 :: توسط : حسین زندی
درباره وبلاگ
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
آخرین مطالب
پیوندها
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 45175