X
تبلیغات
رایتل
 
الوند نوشت وبلاگی برای همدان شناسی
اجتماعی - فرهنگی - ادبی
 
 

حسین زندی  یلدای ایرانی در فرهنگ عامه

ایرانیان هر روز از سال را منشاء برکتی می دانستند وبر این اساس هر روز را نامی برگزیده بودند و به هر مناسبتی مراسمی و جشنی برگزار می کردند و از میان ملل مختلف جهان این مردم بیشترین ساعات را به جشن و شادمانی می پرداختند. اما مهمترین این جشن ها جشن آغازین هر فصل بود.با تغییرات جوی خانه تکانی می کردند و با پوششی نو فصلی نو را آغاز می کردند.با رسیدن فصل سرما در اول دیماه پس از خانه تکانی کرسی ها را برپا می کردند .تا جشن یلدا یا چله بر پا کنند.این جشن پس از نوروز مفصل ترین و با شکوه ترین جشن در میان جشن های عمومی است. یلدا بلندترین شب سال و آخرین شب پاییز و اولین شب زمستان است.یلدا از واژه ی سریانی"یلد" و "تولد "گرفته شده بنابر این،این شب را شب تولد خورشید و زایش مهرو میترا می دانند و هزاران سال است آنرا جشن می گیرند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد :"دی ماه و آنرا خور ماه نیز می گویند نخستین روز آن خرم روز است و این روز و این ماه هر دو بنام خدایتعالی که هرمزد است نامیده شده یعنی پادشاهی حکیم و صاحب رایی آفریدگار و در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی بزیر می آمد و جامه ی سپید می پوشید و در بیابان بر فرشهای سپید می نشست و دربانها و یساولان و قراولان هیبت ملک بدانهاست به کنار می راند و در امور دنیا فارغ البال نظر مینمود و هر کس نیازمند می شد که با پادشاه سخن بگوید خواه که گدا باشد یا دارا و شریف باشد یا وضیع بدون هیچ حاجب دربانی به نزد پادشاه می رفت بدون هیچ مانعی با او گفتگو می کرد و در این روز پادشاه با دهقانان و برزیگران مجالست می کرد.و در یک سفره با ایشان غذا می خورد و می گفت :من امروز مانند یکی از شما هستم من با شما برادر هستم..." گردیزی نیز در زین الاخبار چنین می نویسد:"و این ماه دی به نزدیک مغان ماه خدا ی است و اول او را هم نام او خوانند و این روز را سخت مبارک دارند ." برخی پژوهشگران این جشن را با یلدا یکی دانسته اند اما به نظر می رسد جشنی که بیرونی گردیزی از آن سخن می گویند با یلدا متمایز است چرا که یلدا از جمله جشنهای شبانه است و در مقابل خرم روز را در روز و فردای شب یلدا برگزار میکنند . همچنین یلدا جشنی مردمی و عمومی است اما خرم روز را پادشاه یا حاکم که خود را جانشین خدا می دانست برگزار میکرد .در کتب تاریخی نیز کمتر به یلدا اشاره شده مگر در آثار شاعرانی که به توصیف سیاهی و تاریکی این شب پرداخته اندو یا ارتباط آنرا با تولد مسیح برشمرده اند. از آنجا که مسیحیت از دل مهر پرستی و میتراییسم پدید آمده و مهر نماد خورشید است و با توجه به اینکه خورشید منشا گرمی و انرژی است و روشنایی است و ایرانیان خورشید را مقدس و گرامی می دانستند .همزمانی یلدا و تولد مسیح نشان می دهد این در جشن هم ریشه اند.در صورتیکه یلدا سابقه ی بیشتری دارد. نام دیگر جشن شب یلدا جشن چله است .به نظر می رسد این نام بعدها به یلدا افزوده شده است و مترادف گشته اند.در تقسیمات عامیانه روزهای سال که با نامگذاری رسمی و تقویم های شمسی و زرتشتی ایام هفته و ماه مطابقت ندارد روزهای سال بنا بر تغییرات جوی و آب و هوایی مناطق نامگذاری میشود و در این نامگذاری اعداد نقش عمده ای دارد .اعدادی مانند چهار ،هفت ،چهل و..که از اعداد خاص در بین ایرانیان است. فصل زمستان با چله ی زمستان که چهل روز است آغاز میشود و شب آغازین آن شب یلداست و تا دهم بهمن ماه ادامه دارد.دهم بهمن ماه چله ی کوچک که همزمان باجشن سده جشن گرفته میشود که بیست روز و بیست شب تا پایان بهمن ماه طول میکشد.دهم چله کوچک را نفس دزده می نامند.اما این نامگذاری بنا بر باورهای مردم هر گوشه و شرایط آب و هوایی تفاوت دارد بطور مثال در غرب همدان اسفند را به شش بخش پنج روزه تقسیم می کنند ،پنج روز اول را اهمن ،پنج روز دوم را بهمن ،سوم را عجوزه،چهارم را پیرزن ،پنجم را آشکارا نفس و ششم را پنجه ی شب عید میگویند.اما در شمال همدان ده روز اول اسفند را پیر زن و ده روز دوم را به اهمن و بهمن و ده روز سوم را به هشه و مشه و یا "اشه" و "مشه" که فرزندان پیرزن هستند نامگذاری می کنند.(درباره "اشه" و "مشه" به هیچ منبع دیگری بر نخوردم).پیر زن گاه نماد خیر است و گاه نماد شر و عجوزگی است. در هر گوشه ی این سرزمین مردمانش برای هر یک از این نامها و باورها افسانه ها،متل های زیبا و قصه های شیرین دارند که از زبان سالخوردگاه برای رها شدن از سیاهی شبهای طولانی زمستان و گذشتن از سرمای سوزان روایت می شود. زنده یاد انجوی شیرازی بخش هاییاز این افسانه ها را در کتاب" جشن ها و آداب و معتقدات زمستان" جمع آوری کرده است . اما هرچه مفهوم یلدا عمیق ترو فلسفی تر است مفهوم چله و حاشیه های آن عامیانه تر است. امروزه یلدا را تقریبا در همه جای ایران و حتی در برخی کشورهای همسایه گرامی می دارند اما اندک تفاوتهایی در شیوه ی برگزاری آن وجود دارد. هرجشنی را با خوردنی های مخصوص بر پامیکنند هندوانه و انار از ملزومات این جشن است.در کنار تنقلات و میوه های فصل و خوردنیهایی که از محصولات کشاورزی این سرزمین است هندوانه و انار همیشه در سفره ی شب یلدا وجود دارد و با اینکه هندوانه از محصولات تابستانی است و نگه داری آن تا چله زمستان بدون امکانات در گذشته های بسیار دشوار بود.با این حال همواره در سفره های شب یلدا آماده بوده است.برخی معتقدند هندوانه و انار نماد خورشید است هم به خاطر گرد بودن و هم به دلیل سرخ بودنشان و برای خوردن آن نیز در هر نقطه ای آداب و باور خاصی وجود دارند. برخی از مردم معتقدند اگردر شب یلدا هندوانه نخورند از بیماری و سرما در زمستان در امان نمی مانند و برخی دیگر میگویند در صورت نخوردن هندوانه ی شب چله در تابستان و گرما خواهند مرد. از دیگر آداب یلدا این است که برای نو عروسانی که تازه نامزد کرده اند خانواده و نزدیکان داماد هدیه می برند همراه با میوه های مختلف اما هندوانه و انار را فراموش نمی کنند. پس از هزاران سال هنوز ایرانیان با جشن و پایکوبی و مهربانی برای رسیدن فردایی بهتر با هر باوری این شب زیبا،بلندترین شب سال را به کوتاه ترین روز سال پیوند می دهند.


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 27 آذر 1390 :: 00:53 :: توسط : حسین زندی
درباره وبلاگ
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
آخرین مطالب
پیوندها
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 45175