X
تبلیغات
رایتل
 
الوند نوشت وبلاگی برای همدان شناسی
اجتماعی - فرهنگی - ادبی
 
 

تبدیل بخشی از بازاربزرگ فرش همدان به سبزه میدان   

حسین زندی       

بدون تردید فرش دستباف با هویت مردم ایران گره خورده و به عنوان هنری مردمی برخاسته از باورها و تاریخ ایرانیان است. سابقه هزاران ساله ی فرش  ایرانی بر هیچ کسی پوشیده نیست هرجا دامپروری و کشاورزی رواج داشته این هنر نیز رشد کرده و به طوری که فرش را شناسنامه هنر ایرانی می دانند چرا که تجلی هنر دستان زنان و مردان هنرمند در تارپود فرش ایرانی است.گذشته این مردمان را می توان در نقش های قالی ها وقالیچه ها(ترنج، گل وبلبل ، شاه عباسی ، بته جقه ، شکار ، قجری ، لچک و...) به تماشا نشست غم  ، شادی، شکوه ،عشق وغرور وهنر جملگی درفرش ایرانی متبلور است. قالی درطول تاریخ به صورت یک ظرفیت و سرمایه فرهنگی در باورها وزندگی مردم از ترانه های قالی بافان ،ضرب المثل ها، شعرها،قصه هاو افسانه ها تا نوع اندیشه وتفکرتاثیر گذاشته است . اگر به جنبه های اقتصادی آن بنگریم می بینیم در نقش ومشارکت اقتصادی زنان ومعیشت ورفاه مردم نقش مستقیم داشته است .

- فرش همدان نیز مانند دیگر مناطق کشور از ویژگی های خاصی برخوردار است که ریشه در خصوصیات فرهنگی ساکنان منطقه دارد فرش حتی در دیگر صنایع دستی مانند گلیم، جاجیم،جوراب و دستکش نیز تاثیر گذاشته و نقشه های این اقلام از فرش گرفته شده است بیشتر نام گذاری ها که به صورت شناسنامه فرش است با توجه به نام روستا و شهری که قالی در آن بافته شده صورت گرفته است مانند فرش درگزین، مهربان، انجلاس، فس، اسدآباد، گنده جین، ملایر، کبودرآهنگ و ... که هر یک دارای تفاوت ها و ویژگی هایی در نقش، طرح و اندازه است.

-بازار فرش همدان از قرن های گذشته مرکز مبادله و دادوستد بازرگانان داخلی و خارجی و قالی بافان دیگر شهرهای همجوار مانند زنجان، کرمانشاه و سنندج بوده و محصولات مرتبط با فرش مانند خامه، رنگ، نقشه ، دارقالی و ابزار قالی بافی در راسته بازارها، سراها، تیمچه های گوناگون خریدوفروش می شد و هزاران نفردر مشاغل مرتبط با این صنعت از دامداری تا رفوگری ، چله کشی ، مقراض کاری و کارگاه های متعدد قالی بافی فعالیت می کردند . اما امروز با غفلت مدیران و عدم حمایت صحیح، صنعت فرش در حال نابودی است . تولیدات بی رویه فرش ماشینی، پایین آوردن سطح سلیقه مردم در سایه تبلیغات مفرط رسانه ها به ویژه  تلویزیون، مهاجرت و به هم ریختگی بافت جمعیتی و رشد شهرنشینی کشور در دسترس نبودن فرش دستباف ، ضعف در بازاریابی جهانی تا جایی که فرش هندی و پاکستانی جای فرش دستباف ایرانی  را می گیرد اقبال از مصرف گرایی و موارد بسیار دیگر که باعث شده صنایع دستی کشور به خصوص فرش کم کم نه تنها از زندگی مردم بلکه از حافظه مردم نیز حذف شود اما مهم ترین مسئله مدیریت و برنامه ریزی نادرست است که از نوع نگرش برنامه ریزان ناشی می شود و به نظر می رسد  نگاه درستی به هنر و صنعت این مرز و بوم ندارند در سایه همین نگرش بازارهای سنتی که به شکل گیری ساختار وهویت شهری پیوند دارد یک به یک از بین می رود؛ دباغ خانه قدیمی شهر به دلایل بهداشتی به خارج از شهر انتقال یافت (که حرکت درستی بود ) اما این بازار می توانست به محل فروش فراورده های همین صنعت وصنایع چرم تبدیل شود اما امروز شاهد آنیم که به جای آن مصالح فروشی دایر شده واگرچه از بوی آزار دهنده دباغی خبری نیست اما آسیب آلودگی فروشگاههای گچ وسیمان کمتر از گذشته نیست وهمچنین بخش بزرگی از بازار فرش و فرآورده های فرش که روزی هر یک دارای هویت خاصی بوده تغییر کاربری پیدا کرده است .

-بازار خامه فروشان تبدیل شده به مرکز فروش برنج پاکستانی و کارگاه های دارقالی به انبار اجناس چینی مبدل شده است و بازار سرگذر که روزی پررونق ترین و بزرگ ترین بازار فرش غرب کشور بود امروز جایگزین سبزه میدان شده و درآن بادنجان و هویج فروشی دایر شده است و تره بار شهر را تامین می کند. درحالی که با تاسیس بازارهای محلی در دیگر نقاط شهر هم می توان بازارهای قدیمی را حفظ کرد وهم از بار ترافیکی مرکز شهربه ویژه اطراف بازارکاست.

-با بحران های پیش آمده در حوزه ی صنایع دستی کشور اگر حمایت صحیح صورت نگیرد یا بایستی فراموش کنیم چنین صنعت و هنری داریم و یا مانند موارد دیگر به گذشته این صنایع افتخار کنیم . حمایت های صورت گرفته نیز تاثیر عکس داشته است به طور مثال تعداد وام های پرداخت شده از فرش های تولید شده بیشتر است . روش های حمایتی باید تغییر کند و نهادهای حمایت کننده باید فرش را پیش خرید کنند و مواد اولیه را در اختیار بافندگان قرار دهند و دستمزد پرداخت کنند .

- امروز فرش دستباف به عنوان کالایی تزئینی به کار می رود و می توان با کوچک تر کردن اندازه فرش ها به صورت تابلو فرش به بافندگان کمک کرد .حتا به باور من با تقویت قالی بافی روستایی  می توان از مهاجرت بی رویه روستاییان به شهر جلو گیری کرد. آموزش و بازاریابی تبلیغات درست ،دردسترس قرار دادن کالا در کنار مدیریت صحیح می تواند این صنعت را نجات دهد.   

      این مطلب در روزنامه روزگار  شماره 1519 در تاریخ پنجشنبه 5خرداد1390 چاپ شده است


ارسال شده در تاریخ : جمعه 6 خرداد 1390 :: 00:15 :: توسط : حسین زندی
درباره وبلاگ
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
آخرین مطالب
پیوندها
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 45175